رای گیری

قرار شد مدیر عامل بعدی شرکت، از بین ١٢ عضو هیات مدیره انتخاب شود ، به صورت پنهان همان طور که پیش بینی می شد، « رابرت» و « مارک» بیشترین آرا را آوردند، روی شش برگ نام یکی  و روی شش برگ دیگر نام دیگری را نوشته شده بود. بنابر قانون شرکت، قرار شد روز بعد رای گیری شود. بعد از تعطیلی شرکت« رابرت» به سراغ « مارک » رفت و با دادن چند هزار دلار به او راضی اش کرد که فردا « مارک» هم به او رای دهد، اگر پنج بر هفت به نفع « رابرت» تمام می شد مشخص می شد که « مارک» به قولش عمل کرده بود. فردا رای گیری انجام شد و «رابرت» در کمال حیرت دید که ارا« ١٠به ٢ » به نفع رقیبش است. او از روی دست خط آن یک رای مطمئن شد که « مارک» به قولش عمل کرده. ولی«رابرت» هرگز نفهمید که در آخرین ساعات شب قبل مارک به هر کدام از پنج  نفری که به « رابرت » رای داده بودند، نفری ١۵ هزار دلار رشوه داد تا به نفع او رای بدهند. 

/ 3 نظر / 6 بازدید
همسفر خاطره ها

اگرخواهی جهان درکف اقبال توباشد [گل] خواهان کسی باش که خواهان توباشد[گل] [قلب][قلب][قلب] وب زیبایی دارید[گل][گل]

نگار نیک نفس

سلام خوبی؟ شرمنده دیر به دیر میام ... حسابی گرفتارم ! وبلاگم رو آپدیت کردم با موضوع بغض خوشحال میشم بهم سر بزنی راستی برای جشن شب یلدای پرشین بلاگ ثبت نام کردی ؟ منتظرت هستم با تشکر نگار نیک نفس [گل]