برای تو مینویسم

خدایا، همه جا می توان با تو حرف زد ،  چه در دهکده ای  گمنام و چه در شهری پر از دود و آهن و گناه. تو را در همه جا می توان دید. چه در بیشه ای بکر و دست نخورده و چه در اسمان خراشهای مغرور که از ابرها بالاتر رفته است و دست بادها نیز به ان نمیرسد.

خدایا، قلم را با واژه های زیبا پر می کنم تا از تو بنویسم. هر چه از تو مینویسم شبیه باران است. شبیه ترانه و گندم.شبیه دردهای خاکستری مردم.شبیه قطره های زلال اقیانوس و شعله های زرد و ابی یک اقیانوس.

خدایا، شبهای بی صدا از کنار عرش می گذرم و قلب کوچکم را به تو تقدیم می کنم و هر چه در جیبهایم دارم، به گل فروش می دهم و برای تو چند شاخه گل سرخ می خرم. اگر به من لبخند بزنی . تو را با خود به اتاقم میبرم و تمام شمع های بی پروانه را پیش پای تو روشن می کنم.

خدایا چگونه به تو بگویم دوستت دارم؟ با چه زبانی و چه واژه ای؟

خدایا ، شنبه ها شنبه ها که به فطرت خود نزدیک ترم، تورا بهتر میبینم. گاهی با من سر سفرخ صبحانه می نشینی و می توانم لقمه ای نان و پنیر به تو تعارف کنم و ازت  بخواهم گناهانم را در دفتر فرشتگانت ثبت شده است، مهربانانه پاک کنی.

خدایا ، پنج شنبه ها که برزخ را در اطرافم میبینم.به احترام مردگان از صندلی ام برمی خیزم و سراغت را از آنها می گیرم. روی پیشانی مادر بزرگم که در کودکی به برزخ رفته است ، نام قدیم تو می درخشد. بوی تازه حلوا مرا تا چند قدمی بهشت می برد و من دست در دست تو به همه بهشتیان سلام میکنم و آنگاه خوشحال و سبکبار به خانه میروم.

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایثار

هرکو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ارخود صورتگر چین باشد مناجات زیبایت را خواندم. شبدای معرفت انگیزیست در کلام تو.. به دیدارم بیا در کلبه احساس من

ارش

هیچ کس استحقاق اشک های تو را ندارد و آن هم که دارد باعث اشک های تو نمیشود.

ارش

اگر غم هم مرا تنها گذارد دگر تنهای تنها میشوم من.

یک دوست

سلام دوست من حال شما؟ تشکرکه به دوستت سر می زنی و شرمنده از این همه تاخیر خدا در لحظه لحظه زندگی ماست جالب بود با اوج دل سپردن آپم[گل][گل]

حبیب

منتظرم ایمیل هم براتون زدم

حبیب

خصوصی مثل من دنبال مطلب هستی من که کم اوردم

حبیب

سلام خوبیددددددددددددددددددددددد