خط فاصله
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤   کلمات کلیدی:

خط فاصله

سخنان مردی را نقل می کنم

که در مراسم تدفین دوستی سخن می گفت.

او به تاری های حک شده روی سنگ گور اشاره کرد،

از تولد تا مرگ.

I read of a man who stood to speak

At the funeral of a friend.

He referred to the dates on her

Tombstone from thebeginning…

To the end.

ابتدا تاریخ تولدش را به خاطر ها آورد

و از تاریخ بعدی با اشک یاد کرد،

اما گفت آنچه بیش از این دو اهمیت دارد

خط فاصله میان این دو تاریخ است.

(1998-1934)

He noted that frist

Came her date date of brith and

Spoke the following date with tears

But he said what mattered most of all

Was the dash between those years.

(1934-1998)

آن خط نشان دهنده دورانی است

که روی زمین زندگی کرده است...

و اکنون تنها کسانی که و را دوست داشتند،

می دانند آن خط کوتاه چه قدر می ارزد.

 

 

 

For that dash represents all the time

That she spent alive on erath…

And now only those who loved her

Know what that little line is wroth

مهم نیست چه قدر دارایی داشته باشیم، اتومبیل...خانه...پول نقد،

مهم این است که چه طور زندگی کنیم و چه قدر دیگران

را دوست بداریم. مهم این است که آن خط فاصله

را چه طور بگذرانیم.

For it matters not. How much we own.

The cars… the house…the cash.what

Matters is how we live and love

And how we spend our dash.

پس به این خط طولانی و دشوار فکر کنید...

آیا در این مسیر چیزی هست که بخواهید تغییرش دهید

چرا که هرگز نمی دانید چه مدت زمان برایتان باقی است

تا آن را اصلاح کنید

So think about this long and hard…

Are there things you you'd like to change?

For you never know how much time is left

That can still be rearranged.

کاش می توانستیم سرعت مان را کم کنیم تا بفهمیم

چه چیزی حقیقی و چه چیزی واقعی است،

و سعی کنیم بفهمیم دیگران چه احساسی دارند.

 If we could just slow

Down enough to

Consider whats true and

Real and always try to

Understand the way other

People feel.

و دیرتر به خشم بیاییم و بیشتر قدردانی کنیم.

And be less quick to anger

And show appreciation more

اطرافیانمان را دوست بداریم خیلی بیشتر از گذشته

And love the people in our

Lives like weve never loved before

اگر به یکدیگر احترام بگذاریم ، و به هم بیشتر لبخند بزنیم ...

و یادمان باشد که این فاصله بخصوص ممکن

است خیلی کوتاه باشد.

If we treat each other with

Respect and more often wear a smile…

Remembering that this special dash

Might only last a little while.

در نتیجه، وقتی درباره شما می گویند

و اعمال زندگی تان را بازگو می کنند...

به نحوه ای که خط فاصله تان را گذرانده اید

مباهات خواهید کرد.

 So when your eulogy's being read

With your life's actions to rehash…

Would you be proud of the things they

Say about how you spent your dash.

 

 

 

 

 


عشق. ازدواج
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱   کلمات کلیدی:

روزی در کلاس فلسفه استادی دانا و باهوش مشغول توضیح دادن درباره عشق و ازدواج بود. کلاس که تمام شد یکی از شاگردها به سراغ فیلسوف پیر رفت  و پرسید:« استاد با یک مثال ساده برایم توضیح دهید که عشق و ازدواج یعنی چی؟»پیره دانا فکری کرد و به شاگردش گفت:« به گندمزار برو و پردانه ترین خوشه گندم رابیاور، اما به یاد داشته باش در هنگام عبور از گندم زار حق نداری به عقب برگردی تا خوشه ای را که قبلاً دیده ای بچینی!»شاگرد جوان به گندمزار رفت و پس از چند ساعت دست خالی برگشت . فیلسوف پیر پرسید:«پس چه شد؟» شاگرد با حسرت جواب داد:« هرچه در گندمزار جلوتر می رفتم خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید یافتن پرپشت ترین خوشه، تا انتهای گندمزار رفتم، غافل از اینکه هرچه به انتهای گندمزار نزدیک می شدم، خوشه ها کم پشت تر می  شدند!» پیرمرد سری تکان داد و گفت:« حال به گلستان برو و زیباترین شاخه گل را بیاور، باز هم یادت باشد حق برگشتن به عقب را نداری» شاگرد جوان اطاعت کرد و به گلستان رفت و این بار چند دقیقه بیشتر طول نکشید  که با یک شاخه گل معمولی برگشت. بعد هم در مقابل سوال استاد گفت:« چون تجربه گندمزار را داشتم ، اولین گل قشنگی را که دیدم انتخاب کردم، چیدم و آوردم...»

فیلسوف پیر خندید و گفت:«عشق و ازدواج یعنی همین...، کسی که در عشق شکست بخورد، چشمانش طوری باز می شود که در ازدواج دچار وسواس نشود!»